_کاملگرایی رو کنار میذارم و لیسته رو به اشتراک میذارم با اینکه خیلی کارهای دیگه هم کردم_
- ریسکهای خیلی زیادی کردم و تجربههای جدیدی داشتم و بینهایت بار تو دراما افتادم
- اتوبوس سوار شدم
- زیاد تنها بیرون رفتم که حالم رو خوب کنم
- وسط ابروهام رو برداشتم
- چند بار با یه اکیپ بیرون رفتم
- از پس مسئولیت پشتیبانی و تدارکات یه جشن بزرگ بر اومدم
- پیش یه مشاور جدید رفتم بعد از 9 سال دل نکندن از دکتر(بعد از چند ماه چون باهاش ارتباط نگرفتم ولش کردم)
- پیش روانپزشک رفتم و فهمیدم افسردگی شدید و دو قطبی و وسواس فکری دارم و قرص مصرف کردم (وسطش ول کردم چون باعث میشد مدام خواب آلود باشم و من از خواب متنفرم)
- جلسات طرح درس نویسندگی خلاق با استاد اس رو شروع کردم و با دوره کتاب راه هنرمند آشنا شدم(شروع کردیم ولی من فعلا فقط یک هفتهش رو انجام دادم ـ12هفتهستـ)
- رکورد بیشترین مصرف قهوهام تا این سال، تو این سال بود(ولی فعلا دو ماهه به خاطر قلبم لب نزدم)
- روتین پوستی شروع کردم
- مسواک زدن و رسیدگی به دندونهام رو از هفتهای چند بار به هر شب و گاها روزی دو بار رسوندم(بابتش از مار ممنونم)
- کاملا اتفاقی تو یه رابطهی (اصولا به «ارتباط داشتن با کسی» میگیم رابطه!) خیلی خیلی عجیب ولی بهبود دهنده و هیجانانگیزی با مار افتادم که خیلی سعی در مدیریتش دارم
- مورد آزار قرار گرفتم
- کسی رو از یه دردسر بزرگ نجات دادم و بعد رابطهام باهاش نزدیکتر شد
- با اناف تجربههای جالب و جدیدی داشتیم
- رابطهام با دارسی برام وارد یه مرحله دیگه شد(لول آپ؟)
- برای اولین بار باشگاه رفتم و فیتنس رو شروع کردم
- گوشی جدید خریدم(پاره شدم تا پولشو جمع کردم)
- مهمونی مفصل دادم
- کامل گرایی رو کنار زدم و اسکرپبوک درست کردم
- یه دفتر واسه فیلم و سریالهایی که دیدم/میبینم اختصاص دادم
- تو یه حمام جدید با صورت زمین خوردم و بینیم باد کرد و یکم از اثرش موند
- بعد چند سال جلوی موهامو کوتاه کردم
- وارد دنیای گیم شدم(کالآفدیوتی)
...Updating*
برچسبها: پراکنده نویسی
