دیگه هیچ جوره نمیتونستم گشادی کمر و کهنگی شلوار روزمرهم رو تحمل کنم. بعد از خیلی وقت رفتم یه خریدی که میتونم اسمشو بذارم خرید. امشب اول به بابام گفتم بریم همون فروشگاه همیشگی؛ همون که لباساش تقریبا ارزونه و سطح متوسط. رفتم داخل، ولی برخلاف جینهای خوشگل و متنوعش(که قطعا به زودی میرم ازشون میخرم) شلواری که مد نظرم بود رو پیدا نکردم. سوار ماشین شدم و تو مسیر داشتم دنبال یه جای دیگه میگشتم که چشمم افتاد به یه بوتیک بزرگ و خیلی شیک. به بابام گفتم برم یه نگاه بندازم، در حالی که ته دلم میگفتم اینجا گرونه، جای من نیست. رفتم داخل و از همون بدو ورود همه چی شیک بود؛ حتی بوی عطری که میومد. لباسها انگار همونایی بود که بلاگرها تو سوشال مدیا میپوشن و من همش اینجوری بودم چصی چصی چصی! حتی کارشناس استایل داشتن و خانومی باکالاس داشت برای مشتریا ست میزد؛ آدم میموند که پس اون استایلایی که من داشتم، باید مستقیم بره تو سطل. گفتم یه دور میزنم و میرم بیرون، چون فکر میکردم لباسای اینجا به من نمیاد، این چیزا مال من نیست. در حالی که واقعا خوشم اومده بود. ولی خودم رو در حدشون نمیدیدم. تا اینکه چشمم خورد به یه پولیور خیلی خوشگل که دیدم قیمتش هم اونقدرا فضایی نیست. برداشتمش. بعد رفتم سمت شلوارا و یه خانومی دیگه با چسب بینی و تیپ خیلی تر و تمیز، دوتا شلوار باکیفیت و البته گرون بهم معرفی کرد. پروشون کردم. نمیدونم چی شد، ولی وقتی از اتاق پرو اومدم بیرون، دیگه اون حسِ اینجا مال من نیست رو نداشتم. اون دوتا شلوار و پولیوره رو خریدم، با اینکه صدای همیشگی تو مغزم میگفت گرونه، گرون نپوش! ولی همونجا به خودم گفتم مغز فقیرت رو خاموش کن. انقدر فقر طلب نباش. اما حقیقت اینه که این صدای تو سرم، اصلا درباره پول نبود؛ این حسِ اینجا مال من نیست، همون ذهنیت بیارزشی درمورد خودمه که سالها باهامه. همون مایندست کمبودی که همیشه میگه بهم تو در حدش نیستی. تو حقی نداری. تو بیارزشی. تو ارزونی. این ذهنیت همیشه من رو اذیت کرده و من همیشه با آگاهی این ذهنیت رو داشتم و دارم. چند وقتیه باهاش تو مبارزهام و از لباسهام شروع کردم. اینکه دیگه لباسهای آشغالم رو نپوشم.. امشب گفتم دیگه بهش گوش نمیدم. سایلنتش میکنم.

درباره من
"خانهای خاکگرفته درست وسط مغزم"شاید مینویسم تا خفه نشم.
*شاید دیر به دیر هم بیام.
دل نبندید، هیچجایی موندنی نیستیم.
و اگه دوست داشتید موزیک رو پلی کنید-
"We are who we are when we’re alone"