بعد از یک هفتهی سخت، پر از امتحان، بوی گوه، زخمهای روی دستم، نیمهشبها، تحمل اجتماع، حالت تهوع و احساسهام؛ وقتی از کلاس بیرون اومدم و نفس کشیدم و از پاتوق جدیدم یه شات قهوه گرفتم و برگشتم خونه، یه سناریوی قتل فجیع به انگیزه انتقام به خاطر شنیدن یک جمله احساسی تو نوت گوشیم نوشتم و چند تا کار دیگه انجام دادم روی کاناپه نشستم؛ قسمت دوم مینی سریالی مربوط به یکی از عجیبترین و هولناکترین پروندههای جناییای که قبلا خونده بودم رو میدیدم. وسطای فیلم، سکانسی توی پزشکی قانونی و بالای سر جسد مثله شده استیفن احساس کردم گرسنمه. بلند شدم و رفتم آشپزخونه. چیز خاصی برای خوردن نبود پس باید آشپزی میکردم و از اونجایی که میخواستم مدت کوتاهی منتظر پخته شدن غذا بمونم، سیبزمینی سرخ کرده با سس پنیر رو انتخاب کردم. وقتی داشتم پوست سیبزمینی رو میکندم به دنیس فکر کردم و اینکه اون زمانها چی تو سرش بوده! سیبزمینیها رو با دقت و سرعت خاصی که بعد اینهمه مدت آشپزی کردن یاد گرفته بودم برش زدم و به صدای عبور کارد از بافت سیبزمینی و برخوردش روی تخته کار گوش دادم. روغن کمی ریختم و گذاشتم تا داغ بشه و بعد اونها رو ریختم و باز به صدای جلز و ولز روغن گوش دادم. نمک،فلفل سیاه،پاپریکا،آویشن،مایونز،موزارلا، آتش و بشقاب. در آخر هم با مکث روش سس کچاپ زدم. لامپ آشپزخونه رو خاموش کردم و با بشقاب برگشتم رو کاناپه. فیلم رو از همونجایی که داشتم میدیدم مونده بود و مشتاقانه میخواستم ادامهش رو ببینم و غذای پرکالریم رو بخورم. قاتلِخونسرد،سیگار،جسد،کالبدشکافی،ظرافت،خون،چاقو، سیم،پیچیدگی،خفگی. چنگالم یکی پس از دیگری تو سیبزمینیها فرو میرفت و چشمهام بین غذام و صفحه فیلم در تردد بود. خیلی خوشمزه درست کرده بودم هر چند کم. سریال جذابی بود هر چند کوتاه. دنیس رو کنار خودم میدیدم، موقع تمام معاشقهها و قتلهایی که کارگردان نشون نمیداد. در حقیقت اونها اسم دیگهای غیر از قتل داشتن ولی هر چی تلاش میکردم نمیفهمیدم دقیقا چی تو سرش میگذشته و من کدوم جزئیات رو باید ببینم. کنکاش و تلاش برای دیدن فلسفهی هر چیز و تحلیل و دید از زوایای پنهان، در زمانهای که آدمها به دنبال آزادی از هر فلسفهای هستند راحت نیست. بین تردد نگاهم به سس کچاپ افتاد و در حالی که ثانیههای تشریح سریال زودتر از ثانیههای زمان میگذشت چشمهام روش مکث کردن... چرا قرمز بود؟ چرا رنگش مثل زخم روی دستم بود که هر روز میگذشت تازهتر و قرمزتر میشد؟!
