داری از درون میسوزی و هر لحظه بیشتر گر میگیری انگار که نفست دیگه بالا نمیاد میخوای جون بدی ولی میدونی که نمیشه.. میزنی به سینه‌ات و تنها جمله‌ای که با فریاد میگی اینه که آی خدا چِرا من نِمیمیرم؟

لحن این چند تا کلمه رو فقط خودم میتونم درک کنم...

-

جسمم داغونه. روحم که معلوم‌الحاله. ولی جسم هم دیگه کشش نداره و همه دردهاش عصبیه. سردردام، درد معده‌م، تشدید در گردن و شونه‌م، درد قفسه سینه و تیر کشیدن قلبم... هر دکتری رفتم گفته استرس و عصبانیت دردتو بیشتر و حادتر میکنه و من اکثرا تو این حالت‌ها قرار دارم و بدتر از اون بیشترشو تو خودم میریزم.

ولی عجیبه که یه حال بد باعث شده یکم تقویت بشم و قوی‌تر و صبورتر بشم:) همون خرابِ خوب . .