دارم به نسل جدید خونواده امیدوار میشم:) این چند وقت شاهد رقم زدن خیلی اتفاقای باحالی ازشون بودم که هیچوقت تو خونواده سنتی ما مرسوم نبود ولی اونا دارن این هنجارها و سنتهای مسخره رو آروم و بیصدا کنار میزنن و تقریبا هیچ علاقهای برای ادامه دادن راه پدران و مادرانشون ندارن و کاملا بر مدار خودشون و امروزشون زندگی میکنن و لذت میبرن. این باعث لبخندم میشه:) اونا شاید کمتر از یک دهه با ما تفاوت سنی داشته باشن ولی جرعت و توانشو داشتن که کاری رو که من و همسن و سالهام اون موقع باید انجام میدادیم ولی تو انجامش ثابتقدم نبودیم رو خیلی بهتر انجام بدن... گاهی باهاشون همراه میشم و واقعا تازه میفهمم که چقدر خوبه..
برچسبها: پراکنده نویسی
