دیکتاتوری یعنی اختیار از تو گرفته میشود؛ از چشمهایت، از زبانت، از اندیشهات، از خواب و بیداری و حتی از رویاهایت. دیکتاتوری وقتیست که حرف زدن و سکوت کردنت، پوشیدن و نپوشیدنت، دوست داشتن و نداشتنت، فکر کردن و فکر نکردنت تصمیم دیگری میشود. و حتی برای اینکه چه چیزی را باور کنی و از چه چیزی بترسی باید به بالای سرت نگاه کنی و اجازه بگیری. وقتیست که دیگر تو نیستی که میگویی میخواهم یا نمیخواهم، دیگریست که به تو تحمیل میکند، به جای تو میخواهد و به جای تو زندگی میکند.
دیکتاتوری فقط در سیاست نیست؛ وقتی آزادی انتخاب از کوچکترین رفتار روزانهات تا اصلیترین باور درونت ربوده میشود، آنوقت تو تحت حکومت فرد دیگری زندگی میکنی!
و اگر تو مخالفت و سرپیچی نه، بلکه حتی کوچکترین تعللی در اطاعت امر انجام دهی، با زور و تجاوز مواجه میشوی. اینجاست است که میرسیم به اینکه تجاوز فقط جسمی نیست..
