یه سکانسی بود تو ومپایر دایریز که الینا به دیمن میگفت:

" + چرا نمی‌ذاری مردم بقیه خوبی‌هات رو ببینن؟

_ واسه اینکه وقتی مردم خوبی ببینن بعدش باز انتظار خوبی دارن... قصد ندارم واسه برآورده کردن انتظارات مردم زندگی کنم. "

جدیداً به این نتیجه رسیدم که واقعا این بیش‌مسئولیتی در برابر آدم‌ها و مهربونی کردنای مسخره‌ام رو بذارم کنار، تا از حجم توقعات بقیه کم بشه! اینکه در هر صورت خوش‌رفتاری کنم؟ اینکه از خودم بزنم به دیگران بدم؟ اینکه همیشه به فکر احساسات و قلب آدم‌ها باشم؟ اینکه همیشه حالم پیش بقیه خوب باشه؟ اینکه بداخلاق نباشم؟ به خاطر رفتارای ظاهری‌م برای کوچکترا خوب و ایده‌آل و الگو باشم؟ اینکه.. وای وای وای انقدر زیادن و انقدر الان که دارم مینویسم مغزم پر شده از این موقعیت‌ها که نمیتونم. چرا؟ کاش میتونستم احساساتمو بُکشم. -حداقلش- اینه که بعد از اینکه بیش‌مسئولیتی نکردم عذاب وجدان مسخره نمیاد سراغم!