این روزا به خاطر یه اتفاق طوفانی، زندگی ساکن ، مطرود و عجیبی رو میگذرونم همه چیز داره یه جور دیگه میشه و من در برابرش تسلیم شدم. حتی در برابر خودم! بیخیال نمیخوام بیشتر بنویسم.

*کنار آبنمای دنج حیاطِ خونه‌ی مجلل عمو