از صبح تا الان درگیرم. نیم ساعته رسیدم خونه. لِهم؛)

-زیر رقص نور و میان حرارت تن‌ها و جریان تندِ ریتم و آدرنالین.

ولی بازم میگم، امروز روزی نبود که بخوام درگیر این‌چیزها باشم.. چون امروز بارون بود، باید جور دیگه‌ای می‌گذشت:)