روی پیشونی‌‌م یه چین ثابت داره موندگار میشه. احساس میکنم پوست دستام مثل قبل نیست. جای چند تا جوش روی چونه‌م پایدار و ناپایدارن. ابروهام یه مدت شوره گرفته بودن. به خاطر عینک(؟) چشمام جمع‌تر شده و دور چشم‌هام تیره‌تر. جدیدا به هر قسمتی از صورتم نگاه می‌کنم اونقدرا قشنگ نیست. ولی نمیدونم چرا از مجموعه چهره‌ام بدم نمیاد! یعنی هم خوشم میاد و هم خوشم نمیاد. هم زیبام و هم نیستم. مثل همه آدم‌ها.. احتمالا مهم اینه که ذهن و درونم مثل اکثر آدم‌ها نیست.

ته دلم یه نفر میگه یعنی هنوزم قشنگم؟ یعنی چشمام هنوزم قشنگن؟ بهش میگم نمیدونم ولی اینو میدونم که چشمات هنوزم حرف میزنن؛ خیلی بیشتر از قبل. خیلی پرحرف‌تر و کنجکاوتر و خمارتر. خیلی عمیق‌تر و با مَکِش قوی‌تر!

*مهم نیست. قطعا ده سال و بیست سال دیگه به این نوشته میخندم.