قهوه ترک خوردن ساعت صفر بامداد تو یه کافه خیابونی با خستگی تن و روح، کاریه که احتمالا یه احمق انجام میده و من اونم.
عدم شارژ اجتماعی. تنهایی محض. اورثینک. فیلم. لذت بردن از تنهایی. تاریکی. شمع عطریِ خاطرهانگیز. عود. حسین صفا. مرد غریبه. پاکت زرد. مرتب کردن. آیسلاته با دستور جدید. آهنگ فرانسوی. خلسه. لذت. درس. پادکست. تلاش برای بینقص بودن ارائه. آهنگ. ارائه دادن. جلسه اول دوره Seo. فکر کردن. پیتزای نفرین شده. پیادهروی صبح زود. دوش گرفتن. دورهمی. دیدن صفا بعد چند سال. حرف زدن با ح. پاساژگردی و خرید میلیونی بعد مدتهای مدید. نوشتن. کابوس دیدن. رویا دیدن. ذرت مکزیکی. پلی لیست لویی تاملینسون. ورزش. تیوی. کتاب. تمرین ترکی استانبولی. شببیداری. دلتنگی و بغض. پیادهروی شبگاهی با بابا. غذاهای نیمخورده. پس دادن کتاب امانتی. رفاقت پسرونه. سلف. چت کردن با یه آدم. نور آباژور. فیلم درسی. خرید روزمره. زنی با ابروهای بلند کرده. خلط سیاه. ایده تئاتر. تلفن مشکوک. سفارش از آنلاین شاپ. همایون شجریان. اسکچ زدن. تجسمات و توهمات ذهنی. کلمات من، مرهمی برای تسکین دادن. شیپ شدن. اسیا ِ عصبی. هوای دمدمی مزاج. مجله. محاصره احساس. پیام. عادت کردن و...
_بخشکوچکیازتیترهایاینچهارروزگذشته
