چند روزه هوا طوفانیه. از عصر هوا گرفته بود و آسمون رعد و برق میزد. شب چند بار مقطعی بارون گرفت. صدای برخورد قطرههای درشت بارون با سقف شیشهایِ پاسیو که کنار اتاق منه رو از روی تختم در حالی که پتو رو روی خودم کشیدم میشنوم. بیشتر امروز توی خونه تنها بودم. فضا سرد و غمآلوده و بده که این سردی رو دوست دارم..با اینکه باعث شد مایل به شب دچار فوران بشم! تو دفتر نوشتمش. شاید اینجا هم بنویسم بعداً. الان فقط چشمام میسوزن، باید بخوابم.
*بوی نم بارون و تهمانده رایحه عود بلک چلنج
برچسبها: درهم
